افسرده یدبخت - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 16:57
اصلا بعضی حرفا آدمو میترکونه!!خودت میمونی اصلا! هم اتاقی جدیدم جلو همه گفت:منم جای این بدبخت بودم این کتاب ها و درسا رو میخوندم افسردگی میگرفتم!!! عملا به من گفت بدبخت افسرده چرا چون تو بحثشون شرکت نداشتم... مشکل اینجاس من ناراحتم فوق العاده ساکت میشم یهو و از شانسم این چند وقت که باهم بودیم این مدل...
خیال.. - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:49
چه خیال ها گذر کرد و.گذر نکرد خوابی....
چایی معدنی - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 17:37
از اول ترم که اومدیم خوابگاه وضعیت آب تصفیه خراب بود به شدت خراب!!خیلی خیلی خراب وقتی میخواستی بطری ها رو آب کنی انکار که یه بطری دوغ گاز دار دستت بود یا قرص جوشان انداخته بودی داخل آب! شکایت دانشجو ها این طرف و اون طرف هیچ فایده ای نداره... مسوولین راهنمایی کردن برید از سلف آب بیارید:| ساختمان سلف ...
شبانه ی,موقت - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 17:37
عاشق لحظه هایی هستم که به اجبار میون گریه میخندم.... شنیدید که میگن من خودمو میخوام؟؟؟ خدایا خودمو میخوام:( این روزا رو هم نمیخوام ممنون مچکر :دی :(
سوتی وحشتناااک - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 19:18
یعنی امروز یک سوتی دادم که واسه کل عمرم کافیه....:)) فامیل یکی از همکلاسی ها با یه استاد ها شبیه همه...امروز طی یک کار اضطراری میخواستم زنگ بزنم به استاد...زنگ زدم بعد دیدم صدای یک دختر کوچولو از اونطرف خط میاد من سلام عزیزم گوشی رو بده بابات!!! اون:بله؟؟؟ بابات هست گوشی رو بده بهش اون:شمااااااا؟؟؟ ...
شیرینی تولد!! - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 19:18
کلا واسه این کتاب خیلی ذوق داشتم میدونستم و و از تبلیغات دیده بودم بر اساس یه عشق واقعیه...جذاب بود و جالب!!! چند باری تاریخ انتشارش عوض شد...چون نویسنده حساس بود رو کتاب!… الان دیگه واقعنی میاد کتاب روز تولد نویسنده اماااا به عنوان شیرینی تولد رایگانه:)) فهمیدین از چی حرف میزنم دیگههه کتاب چهار سال...
یا حسین... - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 2:00
سلام دوستان عزیز عزا داری هاتون قبول باشه و ایام سوگواری رو تسلیت میگم امیدوارم از این ایام بهره ببریم... ببخشید بابت فونت بد پست های قبلی از اون جایی که لب تاب با خودم نبرده بودم مجبور بودم با گوشی پست بذارم که الان دیدمش فرمتش افتضاحه!! خیلی خیلی منتظر این محرم بودم خیلی زیاد...کار داشتم با صاحب ا...
موقت... - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 6:08
#تلنگر ﺑﻨﺎﻩ ﺎ ﺩﺍﺭ ﺭﻓﺖ … ﻧﻤﺪﺍﻧﺴﺖ ﺑﺎﻻ ﺩﺍﺭ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﻓﺖ ﺎﻗﻮ ﺩﺳﺘﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺪ … ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺧﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﻞ ﻧﺮﺩ … ﻫﻤﺎﻧﻮﻧﻪ ﻪ ﺩﻭﺭ ﺩﻭﺳﺘ ﻧﺎﻭﺭﺩ … ﺩﺭ ﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﻫﻢ ” ﺍﺻﻼ ” ﺑﺎ ﻫﻢ ﺟﻮﺭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ … ﺑﺎﺭ ﺞ ﻫﻢ ﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﺳﺪ … ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﺮﺑﻪ ﻮﺭﻩ ﻋﺠﺐ ﺑﺎﺭﻭﻧ ﺍﻭﻣﺪ … ﺗﺎﺯﻩ: ﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺤﻢ ﺎﺭ هم ﻋﺐ ﺮﺩ … ﻣﺎﻩ ﻫﻢ ﻪ ﺧﻮﺏ ﺯﺮ ﺍﺑﺮ ﻨﻬﻮﻥ ﻣﻮﻧﺪ … ﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﻮﻝ...
من ترم یکی نیستم!!! - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 14:45
1_رفتم کارت دانشجویی رو پیش مسعول سلف درست کنم...میگه عموجان اول پول باید بریزی بعد غذا بگیری... میگم باو پول داررره... یه نگاه به شماره دانشجویی میندازه میگه عععع فک کردم 95ی هستی/: 2_با دوستان نشستیم تو محوطه بگو و بخننند.یه ارشد ها که بعدا کاشف به عمل اومد هم رشته ایمه میگه...اخیییی شما ترم چندین...
بار سوم!!! - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 10:42
خخخ یکی بیاد منو جمع کنه!!! یه جوری عزا گرفتم که انگار سری اوله میخام دور شم از خونه خخ ظهریه یه تراژدی راه انداخته بودم که بیا و ببین.. نینی داداش هر موقع امد خونه ما دنبال من میگرده...و میگه عم عم... الان من اتاق بودم اون اومد منو صدا میزد بهش گفتن دو روز دیگه عم بره چیکار میکنی!!!به طور هم زمان ه...
کاش میشد کودکی شد کودکانه گریه کرد - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 0:50
چند وقت پیش یه پست گذاشتم به این عنوان که جای پدر مادرتون بودید حاضر بودین یه بچه مثل خودتون داشته باشید... خیلی ها گفتن عاره دلشون بخاد:دی خیلیا اصلا دوست نداشتند ولی من خودم چیزی نگفتم اونجا.. ولی فک نکنم دوس داشتم...مخصوصا اگه همش رفتارش مثل الانم بود... بد اخلاق کم حرف!به قول خودشون سرش همش تو گ...
معشوقه ی ما - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 0:50
ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری....... بقیشو شما از خودتون بسرایید:دی
لطفا کمی مرا دوست بدار - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 0:50
خدایا.. لطفا کمی مرا دوست بدار..
آیا وکیلم؟نه دکتری دعوتت کردیم سطح علمی مجلس بره بالا!:/ - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 0:50
چقدر من این روزا حس نوشتن گرفتم !! دقیقا برعکس روزای قبل... اون موقع ها ک پست های اولیم رو مینوشتم کلی پیام میمد خوشبحالت هیچ غمی نداری :/ دوستامم بعضی وقتا که سرکارشون میذارم تا از فاز بد بیان بیرون همینو میگن! مهم نیس ولی فک کنند اتفاقا خوبه:) ***** دیروز روز ازدواج بود یاد یه خاطره نه ؛یه سوتی با...
عنوان لازم نیست..... - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 0:50
چقدر گاهی ما آدما بد میشیم... چقدر قدر نشناس میشیم... قدر اطرافیانو قدر بودنشونو... انقدر حواسمون پرت خودمون و کارامونه که بودنشون میشه عادی... انگار بودنشون یه چیز عادیه انقد عادی که الان نمیبینیم بودنشونو این که چقد بودنشون خوبه و امان از وقتی نباشن... تصورش خیلی سخته خیلی..... خدایاااا... نکنه یه...
اسایشگاه - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 0:50
پدر: پدر دوستت گفت وسایل رو نذاشتن ببریم آسایشگاه گذاشتن تو سالن من:آساااااااااایشگاااه چیه مگه من زندانیم یا روانیم که میگی آسایشگاه!! خوابگاه گل من پدر:کم از دیوونه خونه هم نداره هر موقع زنگیدیم بهت دارید جیغ جیغ میکنید و میخندید و مسخره بازی در میارین باز به آسایشگاه من :| پدر *_*
این نیز بگذرد... - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 0:49
عروسکی که در پنج سالگی خراب شد و کلی غصه اش را خوردیم، در ده سالگی دیگر اصلا مهم نیست.. نمره امتحانی که در دبیرستان کم شدیم و آنقدر به خاطرش اشک ریختیم و روزگارمان را تلخ کرد در دوران دانشگاه هیچ اهمیتی ندارد و کلا فراموش شده است... آدمی که در اولین سال دانشگاه آنقدر به خاطرش غصه خوردیم و اشک ریختیم...

برچسب‌های مرتبط

دندان پزشک بازیگران | بازی دندانپزشک | دندان پزشکی بازی | چرت و پرت | چرت و پرت به انگلیسی | چرت و پرت های رائفی پور | بلند میشم سرم گیج میره | من چیستم من کیستم | من چیستم | من چیستم شریعتی