خرید بک لینک

دو سه رو پیش زیاد حالم خوب نبود؛ خانواده بهم گفتن پاشو برو دکتررررر

دختر کوچولومون فرموود :نه نبریدش دکتررر من دوووسش دااارم !!خودش خوب میشه..:))

خانواده در حالی که از پیشتیبان کوچولوم و تایید و ذوق مرگی من حرص میخوردن دوباره گفتن: پس پاشو خونه رو جارو کن اگه خوبی :|

وایشون در دفاع از عمه ی عزیزش فرمودن:نهههههه عمم کمرش درد میگیره:))

و اینبار به شوخی و حرص محکم با دست زدن پشت کمرم !!

ایشون در حالی داشت گریش میگرفت فرمود:عههه چرا میزنیندش و حتی بلند شد شخص ضارب رو بزنه :))

نمیدونین چقد اونروز ذوقشو کردم:)

این کنارم باشه کسی جرات نداره چپ نام کنه:))

قربون دوست داشتناش*_*

برچسب: نویسنده: سام رضاپور تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 12:14

صفحه بندی