بچه که بودم مهمون میومد خونمون از اووول تا آخرش مثل خان مینشستم پهلوش و تکون نمیخوردم...
بعد بقیه پذیرایی میکردن که منم مفیوض میشدم حسابی
تا جایی که خواهرم حرصش گرفت و یبار گفت: ببین مطمئن باش بررسی از مرجع هیچکی طبق کپی رایت نمیاد تو رو ببینه؛ بخاطر تو نمیان اینجا که از اول تا آخرش میشینی کنار مهمون بفرما آشپزخونه و پذیرایی کن شما!:|
روی اون جمله ی کسی نمیاد تو رو ببینه خیلی تاکیید کرد...
توعالم بچگی یکم دو دوتا چهار تا کردم و اولش یکم دلم گرفت که خب چرا بررسی از مرجع هیچکی طبق کپی رایت نمیاد منو ببینه بی ادبا:/
تاثیرش الان خیلی در من هست یک مهمان گریز بدی هستم که مهمون باید قسم بخوره به خدا اومدم خودتو ببینم بیا یه دقیفه بشین)(البته هنوزم نمیان که منو ببینن چون این جمله رو هیچکس نگفت:دی)
بعد میگن چرا تو غریب پسندی هی به دوستات میپردازی!!
برچسب:
نویسنده: سام رضاپور