
واقعا بیاین یه کاری بکنیم حوصلمون پوکید حرف بزنید چه خبر نظراتم باز نمیدونید چقدر کار دارم و حوصلشم ندارم!...
ادامه مطلب
1)دارم میرم اموزش رانندگی برای گواهینامه … جلسه هفتم بود امروز.. مسیر پیشرفت من با بقیه فرق کنه به جای اینکه جلسه به جلسه بهتر بشم ،اولش خیلی خوبم و مربی راضیه ازم اما هر چی میگذره بدتر میشه:| بعد با ...
ادامه مطلب
سلام سلام:) خب ممنون از همهتون که توی پست قبلی شرکت کردین و خیلی هاتون یک یا دو سوال رو درست جواب دادین و ببخشین که دیر جواب کامنتا رو دادم میخواستم از روی هم تقلب نکنین:دی اما جواب ها تصویر اول: ب...
ادامه مطلب
بیاین یکم حرف بزنید بگید چه خبر، در کل یه کاری کنید حال و هوامون عوض شه!!!...
ادامه مطلب
ولی هر چی فکر میکنم این شلوار نیست نمیدونم چیه!!! دیگه در این حد نداریم دیگه؛مگه نه؟ ...
ادامه مطلب
دو سه رو پیش زیاد حالم خوب نبود؛ خانواده بهم گفتن پاشو برو دکتررررر دختر کوچولومون فرموود :نه نبریدش دکتررر من دوووسش دااارم !!خودش خوب میشه..:)) خانواده در حالی که از پیشتیبان کوچولوم و تایید و ذوق مرگی من حرص میخوردن دوباره گفتن: پس پاشو خونه رو جارو کن اگه خوبی :| وایشون در دفاع از عمه ی عزیزش فرمودن:نهههههه عمم کمرش درد میگیره:)) و اینبار به شوخی و حرص محکم با دست زدن پشت کمرم !! ایشون در حالی داشت گریش میگرفت فرمود:عههه چرا میزنیندش و حتی بلند شد شخص ضارب رو بزنه :)) نمیدونین چقد اونروز ذوقشو کردم:) این کنارم باشه کسی جرات نداره چپ نام کنه:)) قربون دوست داشتناش*_*...
ادامه مطلب
اگه یادتون باشه گفته بودم پارسال این موقع از طرف دانشگاه با دوستام رفتیم مشهد خب در یک حرکت خیلی عجیب و غریب اکثرا 14 بهمن و فراموش کرده بودن حتی خانواده!!فقط چند نفر از عزیزانم تبریک گفتن. منم میخاستم یه تستی بکنم ببینم خودم نگم کسی یادش هست اصلا؟که دیدیم خیرررررررررر از این خبرا نیست:| اره داشتم میگفتم که تبریک بهم نرسید بیشتر تر هم؛از دست اون دو تا دوست که همراهم مشهد بودن عصبی بودم جلو چشمشون هی رژه میرفتم هی میگفتم شما نمیخاین یه چیزی به من بگین؟ اونام انگار نه انگار! دیگه اخر شب در حالی که ازشون قطع امید کرده بودم پرو فایل گذاشتم تولدت مبارک من:| که فردا صبحش دیدن پروفایل رو و یادشون افتاد و عرق شرم پاک کنان و ببخشید گویان اومدن تبریک بگن که کلی براشون ادا اومدم که باهاتون قهرم و...
ادامه مطلب
عروسکی که در پنج سالگی خراب شد و کلی غصه اش را خوردیم، در ده سالگی دیگر اصلا مهم نیست.. نمره امتحانی که در دبیرستان کم شدیم و آنقدر به خاطرش اشک ریختیم و روزگارمان را تلخ کرد در دوران دانشگاه هیچ اهمیتی ندارد و کلا فراموش شده است... آدمی که در اولین سال دانشگاه آنقدر به خاطرش غصه خوردیم و اشک ریختیم و بعد فهمیدیم ارزشش را نداشته و دنیایمان ویران شد، در سی سالگی تبدیل به غباری از یک خاطره دور دور دور شده که حتی ناراحتمان هم نمیکند.... و چکی که برای پاس کردنش در سی سالگی آنقدر استرس و بی خوابی کشیدیم، در چهل سالگی یک کاغذ پاره بی ارزش و فراموش شده ا...
ادامه مطلب