عروسی بود؟

متن مرتبط با «خیال تو» در سایت عروسی بود؟ نوشته شده است

مینویسم 5سال تو بخوان یک عمر..

  • نیلوبلاگ

    رفیق کهنه ی من رفیق روز های شادی و بی حوصلگی و غم... کاش میشد با دستمالی با حوصله مثل مادربزرگ ها با یک عینک ته استکانی با چاشنی لبخند بنشینم وگوشه و کنارت را پارچه بکشم...گرد و غبار دیرینه ات را بت...

    ادامه مطلب
  • نظرتون..

  • نیلوبلاگ

    یه سوال شما وقتی برا شخصی درد و دل میکنید..انتظارتون از طرف مقابل چیه؟نصیحت کنه..راهنمایی کنه..یا فقط گوش بده..یا چی کلا؟؟ چیکارکنه حالتون خوب میشه بعد خودتون تو همچین موقعیتی چیکار میکنین!؟...

    ادامه مطلب
  • دنیاتون چه رنگیه..

  • نیلوبلاگ

    زیاد که دور و برت بچه کوچولو باشه وقتی ذوق وشوقشونو برای هر چیز کوچیکی میبینی دوست داری حداقل یه روز جای اونا باشی اره راستش دوست دارم برای یه روزم که شده برگردم به کودکی.. که با یه شکلات ذوق کنم...

    ادامه مطلب
  • تو ببخش!

  • نیلوبلاگ

    یه چندتا رعد و برق شدید زد... وقتی میگم شدید یعنی شدیدا!جوری که تو تموم سنی که ازم رفته خییلی کم دیدم نمونشو! طوری که مادر گفت نماز آیات واجب شدیم... بعدش انتظار داشتم یه بارون خیلی شدید بیاد از همونایی که ادم دلش غش میره براش و اگه بیرون باشی قطعا موش آبکشیده میشی!اما هیچی!! آسمون کلش ابری و تاریکه به حدی که انگار اوایل شبه!!اما بازم خبری نیس از اون بارون... خیلی کم!! خدایا ببخش بر ما گناهانی را که باعث عدم بارش باران می شود!! ...

    ادامه مطلب
  • هیچکی تو رو دوست نداره!

  • نیلوبلاگ

    بچه که بودم مهمون میومد خونمون از اووول تا آخرش مثل خان مینشستم پهلوش و تکون نمیخوردم... بعد بقیه پذیرایی میکردن که منم مفیوض میشدم حسابی تا جایی که خواهرم حرصش گرفت و یبار گفت: ببین مطمئن باش بررسی از مرجع هیچکی طبق کپی رایت ...

    ادامه مطلب
  • یه دوست داشته شدن اینجوری براتون آرزو میکنم:))

  • نیلوبلاگ

    دو سه رو پیش زیاد حالم خوب نبود؛ خانواده بهم گفتن پاشو برو دکتررررر دختر کوچولومون فرموود :نه نبریدش دکتررر من دوووسش دااارم !!خودش خوب میشه..:)) خانواده در حالی که از پیشتیبان کوچولوم و تایید و ذوق مرگی من حرص میخوردن دوباره گفتن: پس پاشو خونه رو جارو کن اگه خوبی :| وایشون در دفاع از عمه ی عزیزش فرمودن:نهههههه عمم کمرش درد میگیره:)) و اینبار به شوخی و حرص محکم با دست زدن پشت کمرم !! ایشون در حالی داشت گریش میگرفت فرمود:عههه چرا میزنیندش و حتی بلند شد شخص ضارب رو بزنه :)) نمیدونین چقد اونروز ذوقشو کردم:) این کنارم باشه کسی جرات نداره چپ نام کنه:)) قربون دوست داشتناش*_*...

    ادامه مطلب
  • خیال..

  • نیلوبلاگ

    چه خیال ها گذر کرد و.گذر نکرد خوابی.......

    ادامه مطلب
  • شیرینی تولد!!

  • نیلوبلاگ

    کلا واسه این کتاب خیلی ذوق داشتم میدونستم و و از تبلیغات دیده بودم بر اساس یه عشق واقعیه...جذاب بود و جالب!!! چند باری تاریخ انتشارش عوض شد...چون نویسنده حساس بود رو کتاب!… الان دیگه واقعنی میاد کتاب روز تولد نویسنده اماااا به عنوان شیرینی تولد رایگانه:)) فهمیدین از چی حرف میزنم دیگههه کتاب چهار سال گذشتتت از دستش ندید!! حالا وقتی اومد کتاب و خودم فهمیدم میام میگم نحوه دریافت رو... دوستام اینجا بودن میگفتن دیوونه ای نرفتی رشته ادبیات و نویسندگی تو که اینقد دوست داری این کتاب ها رو/: لایه جدید......

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    خیال خام | خیال خام پلنگ من | خیال کن شهرام شکوهی | خیال تو | خیال چت | خیال پردازی | خیال خیس | خیال سامان جلیلی | خیال کن | خیال کن شکوهی